تبليغاتX
(( پسری تنها))
آرزو دارم
آرزو دارم كه مرگت را ببينم ، بر مزارت دسته هاي گل بچينم
آرزو دارم ببينم پر گناهي ، مرده اي در دوزخي و رو سياهي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم ، آرزو دارم عزا دار تو باشم

بهتر از هر عاشقي نازت كشيدم ، در عوض نامردمي ها از تو ديدم
هر كجايي راه خوش بختي نيابي ، راحت و بي دق دقه هرگز نخوابي
هر كجايي آب خوش هرگز ننوشي ، يا لباس عافيت هرگز نپوشي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم ، آرزو دارم عزا دار تو باشم

اي چپاول گر تو اي وحشي تر از وحش ، وحشيانه هم بميري گر كني صبر
عاشقم كردي و رفتي از كنارم ، رنگ پاييزي كشيدي بر بهارم
اي پري و انس و جن با تو همه قهر ، مرگ تو آيينه بندان مي كند شهر
جاي اينكه عاشق زار تو باشم ، آرزو دارم عزا دار تو باشم
|+| نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

نامه ای از خدا
 
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
 
دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
 
دوست و دوستدارت: خدا 

 

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

اس ام اس عاشقانه
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
مسج اورژانسى:همين آلان كه دارى مسج مى خونى،خودت روماچ كن، دلتنگت شدم!
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يکيستحرم و دير يکي صبحه و پيمانه يکيستاين همه جنگ و جدل حاصل کوته نظريستگر نظر پاک کني کعبه و بتخانه يکيست
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

من ساده ويکرنگم
من عاشق دلتنگم
صدبار بزن قطع كن
من عاشق تك زنگم


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

تودنيا طالب سه چيزباش يه گل براي يه روز يه ستاره براي يه شب يه دوست خوب براي
ما كه همسايه اشكيم ولى با دل تنگ/ گر لبى خنده كند ياد شما مى افتيم!

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

يادت باشه عكستو برام بفرستي
آخه فرداميخوام ورق بازي كنم
تك دلم نيست


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي
 بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

ازم پرسيدمنوبيشتردوست داري يازندگيتو؟گفتم زندگيمو!نپرسيدچرا؟بغض کرد،گريه کرد .....رفت!اماهيچ وقت نفهميدکه همه زندگيم خودش بود.!


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

افسوس که عشق جاودانه نيست.عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
ميدوني اوج رفاقت كجاست؟به ياد رفيقي باشي كه به يادت نيست، من الان تو اوج رفاقتام.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

تمام اميدآسيابان به وزش باده تاآسيابش از کارنيافتده،قلبم آسياب، خودم آسيابان ونفسهايت باد.!


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

باران رابه خاطررطوبتش گل رابخاطرلطافتش وتورابه خاطرمحبتت دوست ميدارم


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

روي آن شيشه تبدار تورا"ها"كردم،اسم زيباي تورابانفسم جاكردم،شيشه بدجوردلش ابري وباراني شد،شيشه رايك شبه تبديل به درياكردم، باسرانگشت كشيدم به دلش عكس تورا،عكس زيباي توراسيرتماشا كردم
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن
 اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر

این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
گریه هامو تو ندیدی

هر چی گفتم نشنیدی

من کدوم عهد رو شکستم

که تو اس ام اس نمی دی ؟!

براي خواندن اس ام اس هاي
 بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد

از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك
 كنيد
چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن
 اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك
 كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم

میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم

نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم

در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟
نمی گی من دلمو لازم دارم؟
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس
 هاي بيشتر كليك كنيد

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي
 بيشتر كليك كنيد

واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر
 كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد
يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك
 كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد

اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

|+| نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

مطلبی درباره سکس
 

خودتون می دونین که سکس تو مملکت ما چقدر نفرین شده است. تا کسی از سکس حرف بزنه، همه طوری به آدم نگاه می کنن که انگار طرف یه فرد بی خود و الکی خوشی است که فقط به فکر شکم و زیر شکم هستش و چیزی حالیش نمیشه. میخوام براتون بگم که نه بابا، این حرفها را جدی نگیرین و کسی که این برخورد را می کند، احتمالآ ظاهر سازی می کند یا تعصب بی جا دارد که هر دوتاشون درست نیستن.
حالا اینو بخونین: تحقیقات علمی نشان داده اند که زنان و دخترانی که سکس انجام می دهند، به دلیل ترشحات استروژن زیاد (هورمون زنانه)، هم موهای روشن و براقی پیدا می کنند و هم پوست نرم و لطیف.
اگر آرام و بدون عجله با شریک خود معاشقه و سکس داشته باشید، کمتر در معرض ابتلا به بیماریهایی مثل خارش پوست قرار می گیرید و عرق کردن در سکس برای پوست بدن مفید است.
فعالیت جنسی، باعث می شود بدن کالریهای اضافی را مصرف کند؛ کاری که از چاقی شما جلوگیری می کند.
در سکس دو نفری آن قدر به هم می پیچید، زور می زنید، بالا و پائین می روید و...و این خود یک نوع ورزش است. بی خود نیست که گفته اند سکس یکی از مطمئن ترین ورزش هاست. تازه در سکس، از شنا کردن، وزنه برداری، توپ زدن و...... هم بیشتر خوش می گذره و نه کفش مخصوص لازم دارید و نه لباس شنا.
سکس یک راه مؤثر غلبه بر افسردگی های خفیف است چرا که در هنگام سکس، ماده ای به اسم اندورفین در خون ترشح می شود که بعد از انجام عمل سکس، حالت و احساس خوشایندی در فرد تولید می کند.
هر چه فرد بیشتر سکس داشته باشد به همان نسبت بدن او ماده ای شیمیایی بنام "فرومونر" تولید می کند که می توان آن را "عطر سکسی" نامید و باعث کشش بیشتر دیگران به سمت طرف می شود.
سکس یکی از مؤثرترین داروهای آرامش بخش است. بعد از سکس، ذهن فرد آرام می گیرد و به همراه خستگی مطبوع بدن که بعد از سکس احساس می شود، به آرامش خاطر فرد منجر می شود.
بوسه های زیاد و عمیق دو نفر برای دندانها مفید است چرا که بوسیدن به ترشح بزاق منجر می شود و بزاق دهان به تعادل اسید ها و مواد دیگر در دهان که در سلامتی دندان و لثه ها مؤثرند، منجر می شود.
سکس برای سردرد خوب است (بذارین بهانه کسانی که سردرد را برای طفره رفتن از سکس عنوان می کنند را هم بگیرم). لحظات عاشقانه دو نفر با هم به منبسط شدن ماهیچه ها و رگها شده و در نتیجه به بهتر شدن جریان خون رسانی به بدن و بخصوص مغز (در سر) کمک کرده و شما را از سردرد نجات می دهد.
سکس بینی گرفتگی شما را درمان می کند چرا که سکس یک داروی طبیعی آنتی هیستامین است و آنتی هیستامین برای درمان آلرژی و گرفتگی بینی مؤثر است.
سکس بی خوابی را درمان می کند. چرا که بعد از سکس معمولآ افراد با آرامش بیشتری به خواب می روند و آن هم خواب عمیق و اهمیت خواب در سلامتی تن و روان انکار ناپذیر است.
در طول عمل سکس، نگرانی و اضطراب و دیگر مشکلات خود را فراموش می کنید، می خندید، احساس رضایت می کنید و همه اینها در سلامتی و طول عمر انسان تاثیر دارند.
سکس خوب است، چرا که احساس خوبی و خوشی در فرد ایجاد می کند.
حالا دیگه نگین سکس بده و بعد از سکس هم احساس گناه نکنید

 

|+| نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

آرزوی یک جوان

يك بنده خدايي، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه، ابرى سياه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :
- چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه بايد فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنند ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم، اما، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مي گريند؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه : اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟

|+| نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387 ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

تاریخچه پرسپولیس

پرسپولیس باشگاهی است که در سال ۱۳۴۲ بدست علی عبده بنا شد و درآن رشته‌های بولینگ، والیبال و بسکتبال فعال بود. عبده از آمریکا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرمانی شده بود عبده مدت‌ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس را با خود داشت و تیم فوتبالی را نیز ایجاد کرده بود که تیمی ضعیف در رده دوم باشگاههای کشور محسوب می‌شد و از اعضای محبوب و ماندگار از آن محمود خوردبین را می‌توان نام برد.

بعد از انحلال شاهین با فعالیت امیر مسعود برومند و رایزنی‌های مرحوم دهداری، چند تن از بازیکنان قبلی شاهین در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یک مسابقه با تیم جم آبادان (که در آن زمان تیم صاحب نامی بود) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت انرا به پرسپولیس هدیه نمودند.

پرسپولیس بهار خود را درآغازین روزهای سال ۱۳۴۷ با مربیگری دهداری (کاپیتان پیشین شاهین) و سرپرستی دکتر برومند آغاز کرد. مطابق مقررات این تیم می‌بایست کار خود را در فوتبال از دسته سوم و یا حداکثر از دسته دوم باشگاه‌ها شروع کند اما انحلال چند تیم در این زمان باعث گردید تا به جای مسابقات لیگ یکسری مسابقات رده بندی در سطح باشگاههای پایتخت برگزار شود در آن زمان مسابقات ۴۴ تیم به رقابت پرداختد که ۴ تیم پرسپولیس، تاج، عقاب و پاس سرگروه گردیدند.

از آن پس پرسپولیس رسماً وارد مسابقات باشگاهی ایران گردید این تیم در سال ۱۳۴۷ قدرت نمایی کرد و تمام رقیبان را پشت سرگذاشت و به عنوان قهرمان باشگاههای تهران جهت شرکت در مسابقات آسیایی تایلند عازم بانکوک گردید.

در سال ۱۳۴۸ کارخانه ایران ناسیونال با مدیریت خیامی (از طرفداران تیم شاهین) تازه تاسیس گردیده بود و تیم فوتبال ضعیفی هم داشت ، (علی پروین هم از جمله بازیکنان این تیم بود) در این زمان(۱۳۴۸) فکر تبلیغ محصول این شرکت (پیکان) با استفاده از محبوبیت تیم شاهین، خیامی را بر آن داشت تا مذاکراتی با چند تن از شاهینیهای سابق انجام داده و آنان را به تیم پیکان دعوت نماید با رفتن آنها افراد باقی مانده نیز راهی جز پیوستن به ایشان ندیدند لذا تمامی بازیکنان شاهین (به جز عزیز اصلی ، دروازه بان شاهین) به پیکان مهاجرت کردند و در این سال عنوان قهرمانی باشگاههای ایران را از آن پیکان نمودند و در همین سال پیکان به جای تیم ملی در تورنمنت جام دوستی نیز شرکت کرده و در بین ۵ تیم مقام نخست را از آن خود کرد.

در این زمان پیکان در برابر پرسپولیس با تک گل علی پروین و نیجه یک بر صفر پرسپولیس را شکست داد.
در سال ۱۳۵۰ نخستین لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران با نام تخت جمشید شکل گرفت و پرسپولیس هم تلاش نمود خود را با استانداردهای حرفه‌ای تطبیق دهد اما بدلیل فقدان زیرساختهای فوتبال حرفه‌ای در کشور این ایده بصورت کامل به فرجام نرسید و باشگاه پرسپولیس علاوه بر این نقص بزرگ بتدریج از مکتب فوتبال شاهین هم فاصله گرفت و رابطه خود را با سازندگی و تغذیه از بازیکنان جوان در آموزش و پرورش کم رنگ کرد و در مسیر استفاده کاذب از دسترنج دیگران و آوردن ستاره‌ها از تیم‌های دیگر قرارگرفت و هر روز محتاج تر از روز قبل شد و علیرغم برخورداری از طرفداران بیشمار از یک باشگاه به یک تیم تقریباً محلی نزول کرد ازجنبه فرهنگی هم با آرمانهای اولیه خود که از شاهین به آن منتقل شده بود دور شد بگونه‌ای که این دو قضیه بزرگ همچنان گریبانگیر این نام بزرگ است.
پرسپولیس در غیاب شاهینیها با تصاحب ۱۲ امتیاز در رده یازدهم قرار گرفت حضور در پیکان بیشتراز یک سال به طول نیانجامید و مجدداً بازیکنان در سال ۱۳۴۹ به خانه خود برگشتند و قهرمانی اولین دور لیگ تخت جمشید در سال ۱۳۵۰ را از آن خود کردند پرسپولیس در ۵ دوره برگزاری لیگ تخت جمشید، با کسب دو قهرمانی (لیگ اول و دوم) و سه نائب قهرمانی ، به عنوان پرافتخارترین باشگاه کشور شناخته شد.

با وقوع انقلاب اسلامی، این تیم دچار بحران نفرات گردید و بازیکنانش بکلی عوض شدند و تعداد بسیار اندکی از بازیکنان قدیمی باقی ماندند. لیکن برگزاری مسابقات جام شهید اسپندی درسال ۱۳۵۸ و دیگر مسابقات، باعث گردید تا بازیکنان مستعد و جوان کشور نگذارند این باشگاه بلند آوازه از رونق بیفتد.

باشگاه پرسپولیس در سال۱۳۶۵ تحت پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان قرارگرفت که نام آن به آزادی تغییر یافت لیکن پس از مدت زمان اندکی بنیاد از اداره این باشگاه خودداری کردو دراین زمان با توجه به موقعیت این باشگاه ، سازمان تربیت بدنی، خود اداره آن را عهده دار گردید و نامش را نیز به پیروزی تغییر دادند که تا کنون نیز با همین نام درمیادین ورزشی حضور می‌یابد.

باشگاه از سال ۱۳۷۰ با آغاز مجدد لیگ فوتبال ایران تحت عنوان لیگ آزادگان دور جدیدی از فعالیتهای خود را آغاز نمودند و پیوسته علیرغم تغییرات گسترده و متعدد درمدیریت باشگاه توانست موقعیت خود را به عنوان یکی از سه باشگاه برتر کشور و کسب مقامهای نخست، دوم و یا سوم حفظ کند.
این باشگاه در سال ۱۳۸۰ با آغاز لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران به عنوان اولین قهرمان لیگ برتر شناخته شد. نكته جالب درمورد باشگاه پرسپولیس این است كه اكثر بازیكنان بزگ ایران از سال ۱۹۹۴تاسال۲۰۰۱ یابازیكن این تیم بودندویاتوسط این تیم یه فوتبال آسیا معرفی شدند این بازیكنان بزرگ عبارتند :

1- علی دایی : پس از مصدومیت شدید او در بازی مقایل بحرین با تلاش خود و یاری باشگاه پرسپولیس از مصدومیت خلاص شد وبا بازیهای درخشان خود درلیگ۱۳۷۵ باعث قهرمانی پرسپولیس شد و از طریق پرسپولیس به فوتیال خارج روانه شد

2- احمدرضا عابدزاده : كمتركسی فكر می كرد پس از مصدومبتی كه دربازی با تایوان برای او پیش آمد باز بتواند بازیكند ولی پرسپولیس با به عضو درآوردن این بازیكن ازدست رفته وصرف مخارج زیاد برای معالجه او وتلاش وزحمات خود عابدزاده وی را به مستطیل سبزبازگرداند تا عابدزاده سهم بزرگی در حماسه ملبورن برای ایران داشته باشد

3 - خدادادعزیزی : درسال ۱۳۷۵ به عنوان یار كمكی به همراه پرسپولیس در مسابقات جام باشگاههای آسیا شركت كرد وبازیهای درخشانی برای پرسپولیس انجام داد و باعث صعود پرسپولیس به مرحله نیمه نهائی شد اوكه درمرحله اول جام ملتهای ۱۹۹۶در تركیب تیم ملی نبودبا این بازیهای درخشانش باعث شد كه سرمربی تیم ملی اینباراو را به تیم ملی دعوت كند و در مرحله دوم با تیم ملی به دبی برود

۴- مهدی مهدویكیا : او درسن۱۶ سالگی به عضویت پرسپولیس در آمد.وجوان ترین بازیكن تاریخ فوتبال پرسپولیس شد.وباحضورخوددر تیم ملی جوانترین بازیكن تاریخ فوتبال ملی ایران شد 5- علی كریمی :‌ علی پروین اورا ازلیگ منطقه ای به باشگاه پرسپولیس آورد ودراولین دقایق ورود خود در لیگ آزادگان برای پرسپولیس هنرنمایی كرد وگل زد.ودر اولین روزهای او در پرسپولیس به تیم ملی دعوت شد

قابل ذکر است پرسپولیس از سوی AFC (کنفدراسیون فوتبال آسیا)به عنوان پر طرفدارترین تیم قاره ی کهن معرفی شده است.

افتخارات باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس ایران

در ابتدا باید گفت تنها تیمی که در لیگهای ایران توانسته یک فصل را بدون شکست پشت سر بگذارد پرسپولیس است.

نایب قهرمانی جام حذفی ایران۱۳۴۷
مقام دوازدهم باشگاه‌های تهران۱۳۴۸
قهرمانی مسابقات مقدماتی جام منطقه‌ای۱۳۵۰
نایب قهرمان باشگاه‌های تهران۱۳۵۰
مقام سوم لیگ منطقه‌ای ایران۱۳۵۰
نایب قهرمان جام باشگاه‌های تهران۱۳۵۰
قهرمان اولین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۲
نایب قهرمان دومین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۳
قهرمان سومین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۴
نایب قهرمان چهارمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۵
نایب قهرمان پنجمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۶
نایب قهرمان ششمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۷
قهرمان جام شهید اسپندی۱۳۵۸
قهرمانی در لیگ دسته اول تهران۱۳۶۰
نایب قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۰
قهرمان جام وحدت۱۳۶۰
قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۱
قهرمان جام باشگاه‌های تهران۱۳۶۱
نایب قهرمان جام باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۲
قهرمان فوتبال باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۵
قهرمان فوتبال باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۶
قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۶
قهرمان جام حذفی ایران۱۳۶۶
قهرمان باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۷
قهرمان باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۸
نایب قهرمان اولین دوره لیگ آزادگان۱۳۶۸
قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران۱۳۶۹
قهرمان اولین دوره جام در جام آسیا۷۰-۱۳۶۹
نایب قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران۱۳۷۰
قهرمانی جام حذفی ایران۱۳۷۰
مقام سوم در لیگ ازادگان۱۳۷۰
قهرمان جام حذفی کشور۷۱-۱۳۷۰
نایب قهرمان لیگ ازادگان۱۳۷۱
قهرمان سوپرجام تهران۱۳۷۱
نایب قهرمان سومین دوره جام در جام آسیا۱۳۷۱
نایب قهرمان لیگ کشور۱۳۷۲
مقام چهارم لیگ آزادگان۱۳۷۳
قهرمان لیگ ازادگان۱۳۷۴
مقام چهارم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۴
قهرمانی لیگ کشور۱۳۷۵
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۵
قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۷
نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۷
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۸
قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۸
نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۹
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۸۰
قهرمان اولین دوره لیگ برتر ایران۸۱
نایب قهرمان جام حذفی ایران ۱۳۸۵
قهرمان هفتمین دوره لیگ برتر ایران 1386

مربیان باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس ایران از آغاز تاكنون

Iran پرویز دهداری Iran رجب فرامرزی Iran حسین فکری الگو:Country alias Britain الن راجرز (انگلیس) Iran همایون بهزادی الگو:Country alias Britain الن راجرز (انگلیس) Iran همایون بهزادی Iran بیوک وطن خواه الگو:Country alias Russia ایوان کونوئف (روسیه) Iran منصور امیر آصفی Iran مهراب شکرخواه Iran علی پروین Iran مسعود مومنی Iran علی پروین   Iran محمد پنجعلی Iran لادیسلاو بگوویچ (صربستان) Iran حمید درخشان الگو:Country alias Germany یورگن گده الگو:Country alias Croatia استانکو پاکلوپویچ (کرواسی) Iran حمید درخشان الگو:Country alias Croatia ایوان متکویچ ( کرواسی) Iran علی پروین الگو:Country alias Croatia وینکو بگوویچ (کرواسی) الگو:Country alias Germany رینر زوبل Iran علی پروین الگو:Country alias netherlands آری هان (هلند) Turkey مصطفی دنیزلی (ترکیه) Iran افشین قطبی


نقل از: http://www.pdb.ir/page-248115.html
|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

نامه پسر به پدر
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوست دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن
|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

کتاب های درسی در سال ۱۴۸۷

 

  

گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.

همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟

شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.

او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،

چون او موهای خود را گلت می کند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬

کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬

چون کبری با پترس چت می کرد.

پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد.

پترس دید که سدسوراخ شده اما انگشت او درد می کرد

چون زیاد چت کرده بود

او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.

پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد.

برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود

اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬

ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬

ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬

ریز علی چراغ قوه هم داشت٬

اما حوصله دردسر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬

خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬

الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬

او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬

او اصلا حوصله مهمان را ندارد.

او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬

او آخرین بار که گوشت خرید٬

چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد

|+| نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

واقعا مملکت تخمی داریم
سلام به همه دوستان عزیز

دیشب  موتور من و داداشمو از خونه دزدیدن موتور من پیشرو ۱۵۰ موتور داداشم هندا ۱۲۵

حالا ما رفتیم کلانتری میگن اقا اگه شکایت کنی کارت سوخت موتور باطل میشه اخه  میدونی سال ۸۵ هم یک موتور از من دزدیدن رفتم کلانتری گفت اقا اینقدر نیا دنبالش پیدا نمیشه و خدایش هم پیدا نشد

واقعا دلمون خوشه که تو این مملکت تخمی زندگی میکنیم ادم تو خونه خودشم نه امنیت مالی داره نه   امنیت جانی من برا خودم متاسفم که ایرانی هستم

|+| نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 7:49 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

نامه برای خدا

با سلام ,
خدا جان , حرفهایم را توی نیم ساعت باید براتان بنویسم
خودتان میبینید که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی این صفه کلید چقدر عرق میریزم
خداجان , از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که شما یک ایمیل داری که هر روز چکش میکنید هم خوشحال شدم , هم ناراحت
خوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را بنویسم
و ناراحت از اینکه ما که توی خانه مان کامپیوتر نداریم
ما توی خانه مان دو تا اتاق داریم
یک اتاق مال آقا جان و ننه مان است
یکی هم مال من و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ
دو تا پشتی نو داریم که اکبر آقا بزاز , خواستگار زهرا برامان آورده
یک کمد که همه چیزمان همان توست
آشپزخانه مان هم توی حیاط است و آقاجان تازه با آجر ساختتش
ما هم مجبوریم برای اینکه برای شما ایمیل بزنیم دو هفته بریم پیش رضا ترمزی کار کنیم تا بتونیم پول یک ساعت کافی نت را در بیاریم
خداجان , جان هرکی دوست دارید زود به زود ایمیل هاتان را چک کنید و جواب ما را بدهید
ما چیز زیادی نمی خواهیم
خدا جان , آقاجانمان سه هفته است هر دو تا کلیه اشان از کار افتاده و افتاده توی خانه
خیلی چیز بدیست
خداجان , ما عکس کلیه را توی کتاب زیستمان دیده ایم , اندازه لوبیاست , شکم اقاجان ما هم مثل نان بربری صاف است , برای شما که کاری ندارد ,
اگر می شود , یک دانه کلیه برایمان بفرستید ,
ما آقاجانمان را خیلی دوست داریم , خدا جان
الان بغض توی گلومان است , ولی حواسمان هست که این آدم های توی کافی نت که همه شیک و پیکن , نوشته های مارا دزدکی نخوانند ,
چون می دانم حسابی به ما می خندند و مسخره مان می کنند
خدا جان , اگر می شود یک کاری بکن این اکبر آقا بزاز بمیرد , آبجی زهرامان از اکبر آقا بدش می آید
اما ننه می گوید اگر اکبر آقا شوهر زهرامان بشود وضعمان بهتر می شود
خداجان اکبر آقا چهل سال دارد و تا حالا دو تا زنش مرده اند , آبجی زهرامان فقط سیزده سال دارد خداجان
الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی این حرف ها ی روی صفه کلید را پیدا می کنم
خداجان اگر پول داشتم هر روز برای شما ایمیل می زدم
خوش به حال آدم پولدارها که هم هر روز برایت ایمیل می زنند
تازه همایون پسر همسایه پولدارمان می گفت با شما چت هم کرده است
خوش به حالش
خداجان , اگر کاری کنید که حال آقاجانمان خوب شود خیلی خوب می شود
چون قول داده اگر حالش خوب شود برود سر گذر کار پیدا کند و بعد که پول گیرش آمد یک دوش بخرد بذارد توی مستراح
خداجان , ننه بزرگ از این کار که حمام توی مستراح باشد بدش می آید ولی آقاجان می گوید حمام خانه پولدار ها هم توی مستراحشان است
خدا جان ننه بزرگ ما خیلی مواظب نجس پاکی است و گفته است هرگز به این حمام اینجوری نمی رود
ولی خداجان راستش من وقتی خیلی از حمام رفتنم می گذرد بدنم بوی بد می گیرد و همکلاسی هایم بد نگاهم می کنند
راستی خدا جان , چه خوب شد که به ما تلویزیون ندادی ,
یکبار که از جلوی مغازه رد می شدم دیدم که آدم های توی تلویزیون چه غذاهای خوشگلی می خورند ,
حتما خوشمزه هم هست , نه ؟
تا سه روز نان و ماست اصلا به دهانم مزه نمی کرد
بعضی وقتها , ننه که از رختشویی برمی گردد با خودش پلو می آورد ,
خیلی خوشمزه است خداجان , ننه می گوید این برکت خداست , دستت درد نکند ,
راستی خداجان , شما هم حتما خیلی پولدارید که خانه تان را توی آسمان ساخته اید , تازه من عکس خانه ییلاقیتان را هم دیده ام
همان که روی زمین است و یک پارچه سیاه رویش کشیده اید ,
خیلی بزرگ است ها , تازه آنهمه مهمان هم دارید , حق هم دارید که روی زمین نیایید , چون پذیرایی از آنهمه آدم خیلی سخت است
ما اصلا خانه مان مهمان نمی آید , چون ما اصلا کسی را نداریم
ولی آقاجانمان می گوید اگر کسی بیاید ساعتش را می فروشد و میوه و شیرینی می خرد
ما مهمانی هم نمی رویم , چون ننه می گوید بد است یک گله آدم برود مهمانی
خدا جان وقت دارد تمام می شود , اگر بیشتر پول داشتم می ماندم و باز برایتان می نوشتم
ولی قول می دهم دو هفته دیگر که مزدم را گرفتم باز بیایم و برایتان ایمیل بفرستم
خدا جان به خاطر اینکه درسهایم خوب است از شما تشکر می کنم
تازه به خاطر اینکه ما توی خانه مان همه همدیگر را دوست داریم هم دستت را می بوسم
من می دانم که آدم های پولدار همه شان خودکشی می کنند , ولی من هیچوقت خودم را نمی کشم
تازه خداجان , من آدم هایی را می شناسم که حتی اسم کامپیوتر را نشنیدند بیچاره ها ,
شاید از آنها هم دفعه بعد برایت نوشتم
خداجان , نامه من را فقط خودت بخوان و به کسی نشان نده
صبر کن ...
آخ جان , پنجاه تومن دیگر هم دارم ,
خدا جان جوابم را بده ,
فقط تو را به خدا , به خارجی برایمان ننویسید ,
چون ما زبانمان خوب نیست هنوز
آخ , راستی خدا جان یادم رفت , حسن مان دارد دنبال کار می گردد , یک کاری بی زحمت برایش جور کنید
هادی هم آبله مرغان گرفته است , اگر برایتان زحمتی نیست زودتر خوبش کنید
حسین هم وقتی ننه می رود رختشویی همش گریه می کند ,
آبجی فاطمه مان هم چشمانش ضعیف شده ولی رویش نمی شود به آقاجان بگوید , چون می گوید پول عینک خیلی زیاد است
اگر می شود چشان ابجیمان را هم خوب کنید
خب .. وقت تمام است دیگر , پدرمان در آمد
خداجان مهربان ,
اگر زیاد چیزی خواستیم معذرت می خوام , هنوز خیلی چیزها هست ولی رویمان نشد
دست مهربانتان را از دور می بوسم
راستی خدا جان , ننه بزرگ آرزو دارد برود مشهد پابوس امام رضا , یک کاری برایش بکنید بی زحمت
باز هم دست و پایتان را می بوسم
منتظر جواب و کلیه می مانم
دستتان درد نکند

بنده کوچک شما , مجید


...
خواست دکمه سند را بزند
دستش عرق کرده بود و چشمش سیاهی می رفت
یهو کامپیوتر خاموش شد
خشکش زد
- اااااا
صدایی از پشت سرش گفت :
- اون سیستم ویروسیه , نگران نباش , الان دوباره میاد بالا
اسکناس های مچاله , توی عرق کف دستش خیس شد
دیگه وقتی برای دوباره نوشتن نبود
یه قطره اشک از گوشه چشمش غلطید روی گونه اش
بلند شد
پول رو داد و از کافی نت زد بیرون
توی راه خودشو دلداری می داد
- دوهفته دیگه باز میام ...
- باز میام ...

|+| نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |