تبليغاتX
(( پسری تنها))
تشکر
 

خوب من اینجا از دوستانی که به وبلاگم سر زدن و نظر دادن تشکر میکنم

دوستان من ۲۰ روز به امید خدا دارم میرم مسافرت تهران ـ شیراز

اگه نتونستم اپ کنم همینجا معذرت میخوام به امید روز دیدار

 

|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383 ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

تبریک ولنتاین
 

  با سلام و عرض تبريک


دوستان عزيز قبل از هر چيز والنتاينو به همتون تبريك ميگم.و تاريخچه مختصري از اونم براتون ميذارم تا بدونيد والنتاين اصلا چي هست !!

و اما سابقه اين روز عاشقان يا روز والنتاين به کی برميگرده ؟؟؟؟؟

در قرن سوم ميلادی که برابرميشه با اوايل امپراتوری ساسانی در ايران.
فرمانروای روم باستان، کلوديوس دوم معتقد بود که سربازی خوب خواهد جنگيد که مجرد باشه!
کلوديوس دوم :" هيچ سرباز ارتش اين امپراتوری حق - - -ازدواج - - - نداره .
سربازی که دست به اين کار خلاف بزنه بشدت مجازات ميشه ."
همزمان با اين شرايط مسيحيان هم تازه داشتند تو امپراتوری روم مخفيانه دينشون رو تبليغ ميکردن.
بين اين مسيحيان جديد کشيشی بود به نام والنتينوس(والنتاين). والنتاين مخفيانه عقد سربازان رومی رو جاری مي کرد. کلوديوس دوم از اين جريان باخبر ميشه و فوری دستور داد:
"بريد و اين والنتاينو بندازينش زندان بعدأ خودم خدمتش مي رسم ."



والنتاين ميفته زندان. و عاشق دختر زندانبان ميشه.
پيش از اينکه اعدام بشه يک پيامی مينويسه ميده به اون دختردر پيام اين يک جمله بوده . . .
"والنتاين تو"
از اون وقت به بعد والنتاين مترادف شد با فدائی عشق.
چون اين قديس والنتاين عاشقا رو مخفيانه عقد ميکرده و در اين راه کشته شد، اسمش در تاريخ بعنوان شهيد راه عشق باقی ماند.



بنابراین یک جشن زوج یابی رومی و شهادت یک قدیس بخاطر اینکه عاشقها رو بهم میرسونده آتش به خرمن روز والنتیاین زده و این روز رو به تدریج در اروپا و آمریکا و در اواخر قرن بیست در خیلی دیگر از کشورهای جهان به عنوان روز ابراز عشق جشن می گیرن.




و چرا  ۱۴  فوريه که ميشه  ۲۵  بهمن، روز والنتاينه ؟

اواسط ماه فوريه که ميشه از  ۱۵  به بعد، يک جشن انتخاب زوج در بين رومی ها بوده که در اون جشن که لوپرکاليا اسمش بوده دخترا و پسرای مجرد رومی با مراسم رقص و بازی های دسته جمعی خجالتشون از هم مي ريخت و با هم جور مي شدن.



آمار و ارقام نشون میده که تقريبا ۸۵٪ هدايای ولنتاين توسط خانمها خريداری ميشه . علاوه بر ايالات متحده ٬  در کشورهای کانادا  ٬ مکزيک ٬ انگلستان ٬ فرانسه و استراليا نيز اين روز رو جشن ميگيرن .
 
در آخر براتون چند تا عکس هم میذارم که اگه خواستید برا عزیزاتون بفرستید به کارتون بیاد.






 

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383 ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

مرغ چمن آتش

                          مرغ چمن آتش

 

 

اي عشق تو ما را به كجا مي كشي اي عشق

جز محنت و غم نيستي ، اما خوشي اي عشق

 

اين شوري و شيريني من خود ز لب توست

صد بار مرا مي پزي و مي چشي اي عشق

 

چون زر همه در حسرت مس گشتنم امروز

تا باز تو دستي به سر من كشي اي عشق

 

دين و دل و حسن و هنر و دولت و دانش

چندان كه نگه مي كنمت هر ششي اي عشق

 

رخساره ي مردان نگر آراسته ي خون

هنگامه ي حسن است چرا خامشي اي عشق

 

آواز خوشت بوي دل سوخته دارده

پيداست كه مرغ چمن آتشي اي عشق

 

بگذار كه چون سايه هنوزت بگدازند

از بوته ي ايام چه غم ؟ بي غشي اي عشق

 

|+| نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383 ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

سلام من به تو یار قدیمی

     سلام !

 

   بمان با من بمان

  دو چشمت آسمان من                                                                  

  ببين ترانه وفا نشسته بر لبان من 

 

   بيا که جز تو ... ندارم آرزو به سر

                                                  سفر نکن بيا مرا به شهر آرزو ببر

                  بيا که با تو زنده ام اميد و آرزوی من

                       ببين که بی تو خسته ام

                              بيا بيا به سوی من

                              بيا بيا ...

                             بمان برای من بمان

                             اميد دلنواز من بگو به من بگو به من

                             چراتو خسته ای ز من بيا که جز تو ... ندارم آرزو به سر

                             سفر نکن بيا مرا به شهر آرزو ببر

                             درانتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام

        رها مکن دل مرا بيا که دل شکسته ام

    بيا که ...

از خويش خانه و سرپناهي ندارم و باور كن كه به همه عمر در آرزوي آن هم نبوده ام اما در عمق آرزوي من است كه در دل تو خانه اي داشته باشم

 اگر چه به مساحت يك قلب . پنجــره اي دارم به وسعت دلهــاي پـاك كه شيـشه هاي رنگارنگش به سوي تو و دنياي تو مي نگرم و چون تو را دارم ، همه دارم .

اگر سراسر گيتي از آن من بود و خداي ناخواسته تو نبودي .

عرصه گيتي در ديده ام زندان بود ، نه زندان ، كه گورستان .

 

     اي نازنين !Upgrade your email with 1000's of emoticon icons        اي بهترين !Upgrade your email with 1000's of emoticon icons         اي عزيزترين !Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

شاديهايت را با خود به خلوت خويش ببر    

   ولي غمت را با من قسمت كن   

  اما بدان ، پيش از آنكه غمت را با من قسمت كني 

من بار غمت را بردوش دل داشته ام چرا كه همزاد توام

 

 

 
|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383 ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

دلم گرفته
 

دلم گرفته آسمون

نمی تونم گريه کنم

شکنجه ميشم از خودم

نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سينهءمن اومده

آخ ! داره باورم ميشه

خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون

از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی

يه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم

ميگه که توی قفسم

من واس آتيش زدن

يه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون

يه کم منو حوصله کن

نگو که از اين روزگا ر

يه خورده کمتر گله کن

منو به بازی می گيرن

عقربه های ساعتم

برگهء تقويم می کنه

لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمين !

يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره

يه آدم شکسته تن

|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383 ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

زندگی مشترک

زندگي مشترك خود را شيرين كنيد

زوجهاي خوشبخت مي دانند كه رابطه واقعي هنگامي شروع ميشود كه ماه عسل تمام مي شود. اگر به باغ عشق وعلاقه خود  نرسيد  مي بينيد كه زيبايي آن ازبين رفته و مي ميرد. پس بياييد ده روش را كه مي تواند به اين خوشبختي تداوم بخشند بشناسيم:

 

علايق مشترك را پيدا كنيد

پس از طي ماه عسل موقع آن است كه علايق مشترك را شناسايي كنيد اما فعاليتهاي مهمي را كه مي توانيد از انجام آنها لذت ببريد فراموش نكنيد. اگر علايق مشتركي وجود ندارد زوجهاي خوشبخت سعي مي كنند آنها را بوجود آورند. همزمان سعي كنيد علايق خود را نيز گسترش دهيد. اينكار باعث ميشود كه براي شريك زندگي خود آدم جالبي به نظر رسيده و كسل كننده به نظر نرسيد.

 

دست در دست هم ويا دركنارهم راه برويد

سعي كنيد هنگام راه رفتن مثل غريبه ها جلو يا عقب همسر خود راه نرويد زوجهاي خوشبخت دست در دست هم و يا در كنار هم راه ميروند. آنها درك مي كنند كه در كنار همسر بودن بسيار مهمتر از ديدن چيزهايي است كه در مسير وجود دارد.

 

اعتماد كنيد و بخشش را سرلوحه زندگي قرار دهيد.

اگر عدم توافقي وجود دارد ويا بحثي بوجود مي آيد كه نمي توانيد آنرا حل كنيد در اين موارد زوجهاي خوشبخت به هم اعتماد كرده و همديگر را براحتي مي بخشند. بيشتر به كاري كه همسرتان مي كند توجه كنيد نه اشتباهي كه ازاوسر ميزند اگر هميشه دنبال اشتباهات باشيد حتما چيزي پيدا مي كنيد و اگر هميشه بدنبال كارهاي مثبتي كه او انجام ميدهد باشيد باز هم حتما چيزي پيدا خواهيد كرد.همه چيز بستگي به اين دارد كه شما دنبال چه چيزي باشيد. زوجهاي خوشبخت هميشه مثبتها را مي بينند و منفي نگر نيستند.

 

هنگام برگشت ازكارهمديگررا درآغوش بگيريد

پوست ما هميشه  حافظه اي از لمس  خوب  ( احساس عشق وعلاقه)  ولمس  بد  (ضرب وشتم) وعدم لمس (ناديده گرفته شدن) دارد. زوجهايي كه به هنگام سلام كردن همديگر را درآغوش مي گيرند درواقع لمس خوب را دروجودشان تقويت و به پوستشان يادآوري مي كنند كه اين خود روح انسان را در مقابل ناشناخته ماندن واحساس بي اهميت بودن در جهان اطراف بيمه مي كند.

 

هر صبح به همديگر بگوييد دوستت دارم

با شنيدن اين جملات ازهمسرخود مطمئن باشيد نه تنها روحيه تان تقويت مي شود بلكه تحمل و صبر شما براي مقابله با مشكلات روزمره از جمله ترافيك شديد صفهاي طولاني وديگر مسائلي از اين قبيل زياد مي شود.

 

هرشب حتي اگرازهم ناراحت هستيد

 بهم شب به خير بگوييد

اين جمله به شريك زندگيتان نشان مي دهد كه به رغم اينكه از او ناراحت هستيد ولي به رابطه خود با او وبه زندگيتان اهميت مي دهيد. اين مسئله نشان مي دهد كه چيزي كه شما و همسرتان داريد خيلي بزرگتر و با اهميت تر از هر گونه حادثه ناراحت كننده است شما اين موضوع را فراموش نمي كنيد.

 

  درطول روزباهم تماس داشته باشيدExec

به همسر خود در خانه يا  سركار تلفن كنيد تا ببينيد حالش چطور است و روزش را چگونه مي گذراند. از اين طريق مي فهميد كه حال او چطور است و به هنگام ديدن همديگر بهتر ميدانيد كه چه انتظاري  از وي داشته باشيد و چگونه رفتار كنيد بطور مثال همسرتان روز بدي را پشت سر گذاشته باشد چندان منطقي نيست كه از او انتظار داشته باشيد در مورد مسائلي كه براي شما روي داده علاقه اي نشانم دهد.

 

از اين كه با او ديده مي شويد به خود بباليد

 زوج هاي خوشبخت از اين كه با همديگر ديده شوند خرسند مي شوند و هميشه با هم رفتاري پر احساس و مهربان دارند. با هم راه مي روند در مهماني كنار  يكديگر مي نشينند و به هم توجه مي كنند. آنها مي خواهند بگويند كه به هم تعلق دارند و همديگر را دوست دارند حتي اگر چنين رفتارهايي در محيطي خاص به نظر طبيعي نيايد زوجهاي خوشبخت آنقدر به اين كار ادامه مي دهند تا جزيي از زندگي شان شود. آنها مي دانند كه فقط سي روز وقت است تا تغيير در رفتار به عادت تبديل شود و فقط شش ماه وقت لازم است تا يك عادت به روشي از عشق و زندگي تبديل شود.

 

سعي كنيد هر شب در ساعت مشخصي به رختخواب برويد

زوج هاي خوشبخت سعي مي كنند هر وقت يكي از آنها به خواب نياز داشت هر كاري را تعطيل كرده و بخوابند و اگر كاري هست صبح زودتر از خواب بيدار شده و هنگامي كه همسر هنوز در خواب است به كار خود رسيدگي كنيد.

 

|+| نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1383 ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

زنده وار
 

                  زنده وار                   

چه غريب ماندي اي دل ! نه غمي ، نه غمگساري

نه به انتظار ياري ، نه ز يار انتظاري

غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد

كه دگر بدين گراني نتوان كشيد ياري

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان

كه به هفت آسمانش نه ستاره اي ست باري

دل من ! چه حيف بودي كه چنين ز كار ماندي

چه هنر به كار بندم كه نماند وقت كاري

نرسيد آن كه ماهي به توپرتوي رساند

دل آبگينه بشكن كه نماند جز غباري

همه عمر چشم بودم كه مگر گلي بخندد

دگر اي اميد خون شو كه فرو خليد خاري

سحرم كشيده خنجر كه : چرا شبت نكشته ست

تو بكش كه تا نيفتد دگرم به شب گذاري

به سرشك همچو باران ز برت چه بر خورم من؟

كه همچو سنگ تيره ماندي همه عمر بر مزاري

چو به زندگاني نبخشي تو گناه زندگاني

بگذار تا بميرد به بر تو زنده واري

نه چنان شكست پشتم كه دوباره سر بر آرم

منم آن درخت پيري كه نداشت برگ و باري

سر بي پناه پيري به كنار گير و بگذر

كه به غير مرگ ديگر نگشايدت كناري

به غروب اين بيابان بنشين غريب و تنها

بنگر وفاي ياران كه رها كنند ياري

|+| نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1383 ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

آن روز

آن روز كه ديوار شيشه اي قلبم را شکافتي و درآغوش ام قرار گرفتي ؛ آرام شدم و نوازشت کردم. بوسه بر گونه ات زدم. و خويش را دلداري دادم که: خوب شد؛ جستي. رها شدي. پرواز کردي. از آن فضاي تنگ و تاريک و سوت و کور و از آن سكوت و تنهايي با آن دلت با آن هواي هميشه ابري اش. من بودم و تو . . . ولي وقتي كه رفتي من ماندم و تنهايي و دلي که علاوه بر تمامي اوصاف بدش. حالا؛ بي قرار هم هست. مي دانم. تا هنگامي كه باد بيايد و از اينجا بروي. ولي يادت خاطراتت تا ابدالآباد. پيش خودم خواهد ماند (پيش دلم) اصلا بذار بگويم: من مي مانم و دل شکستگي و بي خيالي غيبت عجيب نا به هنگام تو. اصلا خوب کردي. ناز شستت؛ آمدي؛ بردي؛ زدي؛ ريختي؛ شکستي و آخر هم مي روي؛ خوب کردي؛ گلي به گوشهء جمالت. و يا يک طور ديگربگويم: من مي مانم و دلم. دل بي يارم عيب ندارد. و از همان ديوار ترک خورده دلم که تو...خواهي رفت. اشعه هاي نور بر من مي تابد. روشنم مي كند. اما دلم روشن نيست که... ** هي... اماچه سود... وقتي که نيستي. چه فرق مي کند. من اين وقت ها که بر سر سه راهي نوشته هايم مي مانم. گزينه چهارم را انتخاب مي کنم: (هيچکدام) را انتخاب نمي کنم. سکوت اين شايد عاشقانه باشد يا زير باران قدم زدن، هيچكدام بدون تو هيچكدام را نمي خواهم. سلام، مي خوام بداني كه وجودم از تو منشا گرفته، دلم برات بدجوري تنگ شده، براي ديدينت لحظه شماري مي كنم

|+| نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1383 ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |