تبليغاتX
(( پسری تنها))
اينا عزاداريه واقعاْ ؟!!
 
 
محرم که میاد هر کسی بنوعی برای امام حسین عزاداری میکنه ! یکی قمه ورمیداره میزنه تو فرق سرش و از دردی که میکشه لذت میبره …. احساس میکنه این خون رو داره در راه امام حسین میده … کسی که اینکار رو میکنه میخواد اثبات کنه که شجاعت و لیاقتش رو داره که از یاران امام حسین باشه و بنوعی بصورت نمادین میخواد خودش رو در صحرای کربلا و در کنار امام حسین نشون بده !

یکی با خاک رس و گلاب گِل درست میکنه به سر و صورتش میماله … یکی زنجیر میزنه به پشتش تا خون بزنه بیرون ! … یکی از خود بیخود میشه اینقدر مشت به سرو کله اش میزنه که بیهوش میشه … یکی کمربند چرمی میبنده به کمرش میره علم بلند میکنه تا پدر مهره های کمرش در بیاد و چه عشقی میکنه وقتی میبینه جماعت دارن نگاش میکنن ! زیر سنگینی عَلَم جونش در میاد اما حیا نمیکنه ! یه عده ادم ساده هم میرن علم رو میبوسن و بهش پارچه سبز میبندن و ازش حاجت میخوان ! حالا اینکه همه این اعمال از روی اخلاصه یا ریا بماند گرچه فکر میکنم معجونی از هر دو اینهاست … یعنی هم مخلص داریم هم ریا کار ! اینکه میگم مخلص منظورم اینه که این کارای غلط رو با جهل به غلط بودن انجام میدن و غرضی ندارن جز تعزیه و عزاداری …جور دیگه ای بلد نیستن … بابا و بابابزرگشونم همینجوری عزاداری میکردن !

من فکر میکنم باید عقل رو در تعزیه ملاک قرار بدیم نه احساس رو ! یعنی تمام کار های غیر عقلانی دور ریخته بشه …! چه اشکالی داره ماهمه برای امام حسین خون بدیم ! چه اشکالی داره روز عاشورا بصورت نمادین روز خون حسین نامگذاری بشه و تمام اونهایی که دلشون به عشق حسین میتپه خون بدن ! اما نه با قمه زدن و زنجیر زدن ! اگر پایگاه های سیار انتقال خون در مسیر هیئت های مذهبی قرار بگیره مسیر این خون دادن هم میتونه زیبا تر …انسانی تر و عقلانی تر بشه و این خون های اهدایی زندگی رو به ارمغان بیاره ! به جرات میتونم بگم که اینکار هم ثواب داره هم از دید جهانیان تحسین بر انگیزه ! بیاید باور کنیم دیگه تو قرن بیستم این نوع عزاداری خجالت اوره
|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

انسان عجیب

سلام دوستان چرا ما همیشه ناشکر هستیم چرا به همین که هستیم قانع نیستیم

نظرتون راجع به این عکسها بدید منتظرم .


 


 

  
|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

شعر از طرف یک دوست


هر چه خواهی بگو که لال توام
من برای همیشه مال توام
هر چه می خواهی از دلم بردار
من خودم پاسخ سوال توام
هر چه عشق تو میکشد هستم
عاشق طره شلال توام
در شب شعر های من بنشین
تشنه دیدن هلال توام
از جهان و جهانیان به خدا
بی خیالم که در خیال توام
با همین دست و بال بی آهنگ
فاتح سلسله جبال توام
من توام تو . تمام بسم ا...
پیشمرگ شب جدال توام
گر چه یک لحظه از تو با من نیست
من برای همیشه مال توام.

 

  
|+| نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

وصیت نامه
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

- بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

- به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

- ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

- عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

- بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

- كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

- مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

- روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

- دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

- كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

- شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

- گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

- در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

- از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

- به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

- چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

 

  
|+| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

عکس

photo

نظرتون درباره این ۲ تا عکس بگید

 

 

|+| نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 9:3 قبل از ظهر توسط ((پسری تنها)) |