تبليغاتX
(( پسری تنها))
شهادت حضرت علی

 

شهادت حضرت علی را به شما شیفتگان وولایت تسلیت عرض میکنم

 

|+| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

تو

تو اخرین طبیبی که لحضه های اخر به داد من رسیدی تو نوری از خدایی که که پیغام خدا را به گوش من رساندی به روح من دمیدی زیبا ترین بهاری پایان انتظاری برای من تنها تو یک حریم امنی تو بهترین دوای برای خسته گیهام

                                   

من کوله باره عشقو تا پایان جان کشیدم در زیر سایه های خوش باوری خزیدم اما یه   قلب ساده ندیدم که ندیدم ندیدم که ندیدم

من از تکرار حرف دوستت دارم خسته ام من به انکس که باید دل ببندم بسته ام دل ببندم بسته ام

تو اخرین طبیبی که لحضه های اخر به داد من رسیدی تو نوری از خدای که که پیغام خدا را به گوش من رساندی به روح من دمیدی زیبا ترین بهاری پایان انتظاری برای من تنها تو یک حریم امنی تو بهترین دوایی برای خسته گیهام برای خسته گیهام

 

 

 

 

من کوله باره عشقو تا پایان جان کشیدم در زیر سایه های خوش باوری خزیدم اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم ندیدم که ندیدم

من از تکرار حرف دوستت دارم خسته ام من به انکس که باید دل ببندم بسته ام دل ببندم بسته ام

تو اخرین طبیبی که لحضه های اخر به داد من رسیدی تو نوری از خدای که که پیغام خدا را به گوش من رساندی به روح من دمیدی زیبا ترین بهاری پایان انتظاری برای من تنها تو یک حریم امنی تو بهترین دوایی برای خسته گیهام برای خسته گیهام

 

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |

عکس تو

عکس  تو همیشه اینجاست کنار میز عذابم

بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم

بیا با من قدم بزن تو کوچه درده دلام بشکنه تنهایی من با یه تبسم یه سلام پائیز میاد از اشکه تو واسه خودش غم میاره بهار پیش رنگ نگات قشنگیشو کم میاره

عکس  تو همیشه اینجاست کنار میز عذابم

بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم

بیا با من قدم بزن تو کوچه درده دلام بشکنه تنهایی من با یه تبسم یه سلام پائیز میاد از اشکه تو واسه خودش غم میاره بهار پیش رنگ نگات قشنگیشو کم میاره کی از تو مهربونتره وقتی غریب و بیکسم با شوق حسه عطر توتازه میشه هر نفسم عشق منو پیدا بکن از نامه های گم شده شاید بفهمی این دلم از خود چرا بیخود شده

عکس  تو همیشه اینجاست کنار میز عذابم

بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم

 

 

|+| نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط ((پسری تنها)) |